جلال جلالى زاده
110
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
دربارهى آن دارند ، آنان گاهى حكم را روايت كردهاند و دليل را روايت نكردهاند و اجماع مانند روايت ، دليل است . بنابراين اجماع آنان كاشف از دليل شرعى است ، يعنى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدهاند يا عمل او را ديدهاند يا در بارهى آن سكوت كرده است و از قبيل سنت است و مانند سنت به آن عمل مىشود . مانند تخصيص آيهى فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً ( نور / 4 ) ، كه اختصاص به اشخاص آزاد دارد و قذف برده نصف آن است . تخصيص با أدله متصل : مراد از ادلهى متصل هردليلى است كه خودش مستقل نيست ، بلكه متعلق به جملهاى است كه عام در آن ذكر شده است . ادلهى متصل چهار قسمند : 1 - استثنا 2 - شرط 3 - صفت 4 - غايت . تخصيص با أدلهى منفصل : مراد از ادلهى منفصل ادلهاى هستند كه به تنهايى يا در معنا مستقل هستند ، يعنى از متن عام مستقل هستند . دليل منفصل همان دليل سمعى و نقلى است . دليل سمعى ، كتاب ، سنت ، اجماع صحابه و قياس است . تخطئه : اعتقاد داشتن به اينكه خداوند براى هرحادثهاى حكم معينى را قبل از اجتهاد مجتهدين دارد . چه بسا برخى از مجتهدان به اين حكمى كه مراد خداوند است ، برسند و برخى ديگر خطا كنند . اين گروه را مخطئه مىنامند ، يعنى كسانى كه معتقدند برخى از مجتهدان به ناچار در رسيدن به حكم خدا خطا مىكنند و در مقابل آنان مصوبه هستند . تخيير : تردد امر در بين دو چيز كه جمع بين آنها جايز نيست ، مانند تزوج زينب أو اختها و در بين دو چيز است كه در اصل ممنوعند ، ولى در بين معطوف و معطوفعليه جايز است . تدبر : عمل قلب در بررسى دليلهاست ، امر به تدبر بدون فاء براى سؤال دربارهى مقام است و با فاء به معناى توضيح و تحقيق مابعد آن است . تدليس : راوى ، حديثى را از يكى از معاصرانش روايت مىكند ، بدون اينكه او را ملاقات كرده و يا از او شنيده باشد و بر دو قسم است : تدليس در اسناد ، تدليس در متن .